کارهای کثیف
کارهای کثیف
سلمان نوجوان عشق دوربین است. تا تهران با ما بود. رفقایش را در اوج پیدا کرد و رفت پیش آنها. وقتی برگشت پیشمان، اسم «پاتریسلومومبا» را آورد؛ نه خودش؛ خیابانش.
کارهای کثیف
[price]
[lowprice]
[highprice]
نویسنده: سعید احمدی
سلمان نوجوان عشق دوربین است. تا تهران با ما بود. رفقایش را در اوج پیدا کرد و رفت پیش آنها. وقتی برگشت پیشمان، اسم «پاتریسلومومبا» را آورد؛ نه خودش؛ خیابانش. همان که در محلهی ستارخان تهران زخم جنگ افتاده روی جایی از تنش. ازش خواستیم ما را ببرد آنجا. بردمان توی کوچهی آبشور. خانهی هدف، منزل شهید احمدرضا ذوالفقاری بود؛ اما خانههای کناری و روبرویش هم منهدم یا معیوب شده بودند. شاید توی مرام ما نباشد کسی را در خواب بکشیم؛ ولی برخی از ابناء آدم اگر اینطور نباشند خوابشان نمیبرد. یاد جملهی وقیح، اما راست صدراعظم آلمان افتادم که گفته بود: «اسرائیل مأمور کارهای کثیف ماست». آن اسم عجیب خیابان مرا برد توی فکر. همانطور که ناکازاکی ژاپنی است، توپولوف روسی است، آل و بنی و ابناء هم عربی است، ریخت این کلمه، آفریقایی است. از قضا وقتی کمی گشتم توی صفحات اینترنتی، فهمیدم نام اولین نخستوزیر دموکرات جمهوری کنگو هم سنجاق شده به کارهای چرک و متعفن همین چشمآبیهای موزرد. چطور؟ داستان دارد. آخرش را میگویم: او کمتر از یکسال نخستوزیر بود؛ ولی با طراحی سازمان سیا و خیانت خودفروختگان وطنی، برکنار شد. به زندان افتاد؛ اما فرار کرد. هنگام گریز و تعقیب گیر افتاد؛ سپس خشابهای گلوله، به زندگیاش پایان دادند. به دستور یک نظامی ارشد بلژیکی، جنازهاش را با اره تکهتکه کردند. سر آخر ریختندش توی اسید تا یک آزادیخواه و استقلالطلب دیگر، از روی زمین قابیلها نیست شود؛ ولی مرگ دردناک او آغازی بود برای استقلال و آزادی آفریقاییها.