نویسنده: حبیب اسداللهی
در یکی از شبهای داغ جنگ آمریکایی ـ اسرائیلی، برای اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد بزرگ امام حسن عسکری علیهالسلام در سهراه بازار قم رفتم. میخواستم حال و هوای مسجد را نیز از نزدیک رصد کنم. در گوشهای از حیاط مسجد، پارچهنوشتهای توجهم را جلب کرد که بر آن نوشته بود: «شهادت سید علی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی را تسلیت میگوییم»!!! با خود گفتم: خدا نکند یکی از امامان جماعت همین مسجد از دنیا برود؛ آنچنان القاب و عناوینی مانند آیتالله، فقیه صمدانی و مانند آن پشت سر هم ردیف میکنند که فقط خدا میداند. گفتم باشد «سید علی خامنهای».
در یکی از شبستانهای اصلی مسجد که از سایر بخشها شلوغتر بود، پشت سر سیدی حدوداً پنجاهساله ـ که از خاندان شناختهشدهای از علماست ـ نماز خواندم. پس از نماز، او بر منبر رفت و با خود اندیشیدم که چه خواهد گفت. اما دیدم سخن را با بیان احکام حج آغاز کرد و توضیح داد که برخی سنتها و احکام حج وجود دارد که دولت جمهوری اسلامی، بهزعم او، برخلاف سنت امام صادق علیهالسلام به آنها عمل نمیکند. از جمله گفت مستحب است نماز مغرب شب دهم ذیالحجه در عرفات خوانده نشود و حتی اگر با تأخیر و در آخر وقت باشد، در مشعر اقامه گردد. تأکید میکرد که حتی دولت سعودی در این مسئله مقصر نیست، بلکه این دولت جمهوری اسلامی است که برخلاف سنت عمل میکند.
خلاصه، از این دست مواردی را به عنوان «خلاف سنت امام صادق علیهالسلام» پشت سر هم برمیشمرد و با آب و تاب میگفت که جمهوری اسلامی، با وجود این همه ادعا، چه ظلمی به سنت معصومان روا میدارد. به نفر کنار دستم گفتم: «وسط این جنگ، امسال اصلاً کسی از این جمع قرار است به حج مشرف شود؟» گفت: «نه، بعید میدانم.»
چه میتوان گفت؟ تنها خدا را شکر میکنم که مرجع تقلید و رهبر ما شهید آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای است و دین را از او آموختهایم.