نویسنده: حبیب اسداللهی
امشب در میان مردم پرشور محله امامزاده شاه سید علی و دروازه ری آمدهام؛ همانجایی که در روزهای گذشته زنان، کودکان و مردان مظلوم این محله به شهادت رسیدند. با این حال، چه شور و نشاطی در اینجا جاری است.
غرفههای گوناگونی برای نسلهای مختلف برپا شده است: غرفه کودک، غرفه اختصاصی بانوان، غرفه مشاوره، غرفه نوجوانان و حتی غرفهای برای پیرمردها. یادم میآید در سالهای گذشته، وقتی برای مراسم محرم به امامزاده میآمدم، بسیاری از پیرمردها چندان از مداحیهای امروزی استقبال نمیکردند؛ اما امشب دیدم که همان پیرمردها، حتی بیش از جوانان، با شور مداحیهای جدید همراه شدهاند؛ با ذوق پرچم تکان میدهند و میگویند: «بزن که خوب میزنی!».
برخی از نوجوانان دهه هشتاد و نود که پیشتر با موسیقیهای پاپ و مانند آن مأنوس بودند، این شبها با مداحیهای حماسی انس گرفتهاند و صدای این نوحهها از ضبط خودروهایشان به گوش میرسد.
گویی در همه چیز انقلابی رخ داده است. انقلاب برخاسته از خون شهید، رهبر عزیز، متناسب با نوع نگاه متفاوت و روشن او، در این شبها جلوهای دیدنی یافته است. آنچه آقا طی دههها درباره کار فرهنگیِ فاخر همراه با شور و نشاط بیان میفرمودند، اکنون در خیابانها و به دست مردم متجلی شده است. خدایا، اگر انقلاب برخاسته از خون شهید آیتالله خامنهای چنین زیبا و دیدنی است، انقلاب مهدیِ فاطمه چگونه خواهد بود؟