لوگو مرکز مطالعات فرهنگی تیام
    • موضوعات
    • منو
    • مطالعات کمّی
      • پژوهش‌های تیام
        • مقاومت
        • حجاب
      • پژوهش‌های دیگران
        • جنگ رمضان 1404
        • پیمایش دینداری ایرانیان
    • مطالعات کیفی
      • پژوهش‌های تیام
        • گونه‌شناسی معترضین
        • سنجش دینداری
        • ارتباط مردم و روحانیت
        • مقاومت
      • پژوهش‌های دیگران
    • ویژه‌ها
    • درباره ما
      • موضوعات
      • منو
      • مطالعات کمّی
        • پژوهش‌های تیام
          • مقاومت
          • حجاب
        • پژوهش‌های دیگران
          • جنگ رمضان 1404
          • پیمایش دینداری ایرانیان
      • مطالعات کیفی
        • پژوهش‌های تیام
          • گونه‌شناسی معترضین
          • سنجش دینداری
          • ارتباط مردم و روحانیت
          • مقاومت
        • پژوهش‌های دیگران
      • ویژه‌ها
      • درباره ما

    نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور

    خانه تصاویر سایر رسانه ها
    نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور
    نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور

    نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور

    10 مرداد 1405, 20:53
    این گزارش به دلیل عدم شفافیت در ارائه مستندات پایه نظیر پرسشنامه، روش نمونه‌گیری و جداول اصلی، امکان ارزیابی مستقل و علمی مسیر استنتاج داده‌ها را از بین برده است.
    نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور
    [price] [lowprice] [highprice]

    آنچه ایران می‌خواهد

    نقد گزارش «آنچه ایران می‌خواهد»

    چکیده

    گزارش «آنچه ایران می‌خواهد»، منسوب به علی ربیعی، از منظر روش‌شناختی با سوگیری‌ها و ابهامات بنیادینی روبه‌رو است که اعتبار علمی آن را به‌طور جدی مخدوش می‌کند. این گزارش به دلیل عدم شفافیت در ارائه مستندات پایه نظیر پرسشنامه، روش نمونه‌گیری و جداول اصلی، امکان ارزیابی مستقل و علمی مسیر استنتاج داده‌ها را از بین برده است. بررسی تخصصی نشان می‌دهد که مفاهیم پیچیده و چندبعدی نظیر «اعتماد»، «دین‌داری»، «هویت» و «رضایت از زندگی» در این متن به تک‌سؤال‌های ساده و واژگان روزمره تقلیل یافته‌اند که گویای واقعیت‌های تخصصی علوم اجتماعی و روان‌شناسی نیستند. در حوزه روان‌سنجی و معناشناسی، این گزارش، در تمایز میان «حالت‌های گذرا» و «صفات پایدار» ناتوان بوده و خشم موقعیتی را با خشم به مثابه یک صفت، و غم انسانی یا حزن دینی را با بیماری بالینی افسردگی خلط کرده است. همچنین، در تحلیل مفهوم اعتماد، میان اعتماد فردی به شبکه نزدیکان و اعتماد نهادی به حاکمیت تفاوتی قائل نشده و با استنادهای نادرست به پیمایش‌های ملی و دستکاری در بازکدگذاری داده‌ها، اعدادی را ارائه داده که در منابع اصلی وجود ندارند. در بخش سنجش هویت، طراحی پرسش‌ها بر پایه دوگانگی‌های کاذب استوار است که گزینه‌های هم‌پوشان و چندلایه‌ای مانند «ایرانی» و «مسلمان» را به غلط مانعه‌الجمع جلوه می‌دهد. علاوه بر این، تقلیل دین‌داری جامعه صرفاً به شاخص «روزه‌داری» و نادیده گرفتن سایر ابعاد اعتقادی، اخلاقی و مناسکی، منجر به تعمیم‌های ناروا درباره وضعیت دین‌داری در ایران شده است. در نهایت، فقدان مسئولیت‌پذیری علمی و ابهام در سیاست انتشار این گزارش حاکی از آن است که محتوای ارائه شده بیش از آنکه یک پژوهش روشمند باشد، بازتاب‌دهنده سوگیری‌های پیشینی برای القای نتایج از پیش تعیین‌شده و ایجاد فضایی مه‌آلود در محیط فکری و رسانه‌ای است.

    مقدمه

    اخیراً گزارشی با عنوان «آنچه ایران می‌خواهد» با سوگیرها، اشتباهات و ابهامات فراوان روش‌شناسانه منتشر شد. این گزارش که در صفحه نخستش، عنوان آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور را روی خود داشت بعد از چند روز، در مصاحبه‌ای از سوی ایشان مورد این طعن قرار گرفت که به سرقت رفته و قرار نبوده منتشر شود! و البته ایشان درباره اعداد و محتوای آن وارد لایه نقد نشدند و با معرفی آن به‌عنوان فراتحلیل صرفاً از تفسیر رسانه‌های دشمن درباره آن گلایه کردند. از این بگذریم که چگونه یک گزارش محرمانه از ریاست جمهوری به سرقت می‌رود یا آن را به کسی امانت می‌دهند که خیانت در امانت می‌کند و حال آنکه صاحب کار خود دارای سابقه امنیتی و اطلاعاتی پر و پیمان است. و بعد بدون اینکه مورد مناقشه محتوایی قرار گیرد همچنان در محیط فکری و رسانه‌ای باقی می‌ماند و کسی هم از سارق یا سارقان یا خائنان در امانت شکایتی نمی‌کند! به نظر می‌رسد بیش از اینکه یک سرقت در کار باشد نوعی سیاست انتشار و عدم قبول مسؤلیت علمی در میان است و این دقیقاً به معنای سوگیری پیشینی، صرف‌نظر از واقعیت علمی است. از این مطلب که بگذریم، چون خود این متن دارای مدعاهایی است که تکذیب نشده، باید آن را از جهت عملی هم مورد سنجش و بررسی قرار داد. حتی اگر فراتحلیلی در میان باشد، فراتحلیل قاعده علمی دارد و نمی‌تواند از انضباط‌های آن فرار کند. متن زیر حاصل یک بررسی مختصر درباره آن است.

    گم‌کردن رد خرده‌نان‌ها

    هرگونه گزارش اجتماعی مدعی اتکا بر پیمایش باید همراه با دسترسی به پرسشنامه، روش نمونه‌گیری، جداول اصلی و شیوه تحلیل باشد. حذف این موارد که در جای دیگری هم گزارش نشده، درواقع رد خرده‌نان‌هایی که می‌تواند مسیر بازگشت به خانۀ ارزیابی و قضاوت را فراهم کند، ازبین می‌برد. مهم‌ترین رویکرد گزارش مذکور همین است و شاید این را بتوان به قریحه‌ای امنیتی در حفظ اسرار و پاک‌کردن رد اقدامات مربوط دانست! داده‌های مدعایی زمانی شاهد علمی‌اند که معلوم باشد دقیقاً چه مفهومی، با چه پرسشی، در چه جامعه‌ای، با چه روش نمونه‌گیری و در چه شرایطی اندازه‌گیری شده و فاصله میان پاسخ خام و نتیجه‌گیری نهایی چگونه طی شده است، اما در این مورد، بسیاری از این‌ها محذوف‌اند و البته به خلاقیت ذهنی خوانندگان و شنوندگان هم واگذار نشده، چراکه فقط داده‌ها در میان نیست بلکه استنتاج‌هایی ذکر شده، که معلوم نیست بر چه مقدمات و مراحلی بنا شده‌اند.

    تکه استخوان فریبا

    گاهی برای مدعایی کلی فقط یک جزء از همۀ آنچه باید عرضه شود، گزارش می‌شود. جزیی که چون جزء و مختصر است نمی‌توان هیچ نتیجه کلی‌ای از آن گرفت اما ارائه‌دهنده، صرفاً به اتکای نوعی تناسب و ارتباط، سعی در القاء نتیجه دلخواه خود دارد. در گزارش موردبحث ازجمله سخن از «اعتماد»، «افسردگی»، «اضطراب»، «خشم»، «رضایت از زندگی»، «هویت» و «دین‌داری» است. این‌ها واژه‌هایی روزمره‌اند؛ اما در علوم اجتماعی و روان‌شناسی هرکدام تعاریف متنوع تخصصی و ساختار مفهومی خاص و چندبعدی دارند. بسیاری از این موارد نه تنها در جهان بلکه در ایران هم دارای پرسشنامه‌های چندبعدی‌اند. حتی خود پرسشنامه‌ها هم در یک موضوع، حسب تفاوت‌های نظری، متنوع‌اند. یک پرسش و پاسخ درباره هریک از این موارد -آن‌چنان که تمامی این گزارش حکایت می‌کند- نمی‌تواند گویای کل ماجرا و انباشت و چاقی ابعاد این واژگان، در واقعیت باشد. در مَثل مانند بستن چشم و لمس استخوان مرغ برای فهم چاقی کسی است که آن استخوان را در دست گرفته است!

    خانه جادویی آب‌نباتی

    برخی مدعیات این گزارش به‌وضوح چیزی نیستند که ادعا می‌شوند! مثلاً در بحث اعتماد ایرانیان، با استنادی نادرست به پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان می‌گوید: «75 درصد پاسخگویان معتقد بوده‎اند که «اکثر مردم قابل‌اعتماد نیستند»» و حال آنکه ازیک‌سو در آن پیمایش، سؤال این بوده که «مردم چقدر به هم اعتماد دارند؟» و این سؤال با سؤالی که بپرسد «چه میزان مردم قابل اعتمادند» متفاوت است زیرا این دومی نگرش خود پاسخ‌گو به اعتماد را می‌سنجد. این دو از نظر معناشناختی و روان‌سنجی معادل نیستند. فرد ممکن است شخصاً دیگران را قابل‌اعتماد بداند، اما تصور کند فضای عمومی جامعه به یکدیگر بی‌اعتماد شده است؛ یا برعکس. به‌علاوه جمع درصدی دو گزینه «هیچ» و «کم» در پیمایش فوق عدد 81.2 درصد است و معلوم نیست عدد 75 درصد از کجا آمده است، گرچه بازکدگذاری ممکن است به ترتیبی این عدد را تولید کرده باشد اما درصورت استفاده از منبع اصلی داده‌ها و تولید جداولی غیر از جداول اصلی، باید آن جداول جدید گزارش شود. گویی در این گزارش قرار است هیچ‌چیز خودش نباشد!

     باهم شکستن کاسه و کوزه

    در مدعیات مربوط به وضع اعتماد در ایران مشکل مهم دیگری هم هست و آن اینکه متعلَّق اعتماد در گزارش روشن نیست. گونه‌های اعتماد به اعضای خانواده، دوستان، همسایگان، همکاران، غریبه‌ها، صاحبان مشاغل، رسانه‌ها، نهادهای حکومتی و سیاست‌مداران قاعدتاً متفاوت بوده و در یک سطح قرار ندارد. چنان‌که نوعاً فرد میان اعتماد بنیادین به شبکه نزدیکان و اعتماد نهادی به متخصصان یا حاکمیت تفاوت قائل است. این ادغام‌های بی‌تمایز درواقع نوعی جادوگری با اعداد است که منطقش بر خواننده روشن نیست.

    این مشکل فقط مخصوص بحث اعتماد نیست. نمونه‌های دیگری هم در میان است:

    در گزارش آورده‌اند: «63.6 درصد مردم اعلام کرده‎اند که «خشم و عصبانیت» را به میزان زیاد تجربه کرده‌اند. این شاخص نسبت به آذر 1404 حدود 12 درصد افزایش یافته است. 45.4 درصد مردم احساس ترس و اضطراب را تجربه کرده‌اند که نسبت به آذر 1404 حدود 8 واحد درصد افزایش داشته است.» و حال آنکه هیجان‌ها همواره در نسبت با موضوع، موقعیت، شدت، تداوم و پیامدشان معنا پیدا می‌کنند. پرسش از اینکه «چقدر خشمگین هستید؟» بدون تعیین بازه زمانی و موضوع خشم، معنای چندانی ندارد. خشم نسبت به بی‌عدالتی، فساد، تعرض به سرزمین، ناکارآمدی اداری یا رنج دیگران با پرخاشگری بی‌هدف و خشم پایدار تفاوت دارد. در ادبیات روان‌شناسی نیز میان «خشمِ حالت» و «خشمِ صفت» تمایز گذاشته می‌شود. خشمِ حالت، واکنشی موقت به یک موقعیت است؛ خشمِ صفت، آمادگی نسبتاً پایدار فرد برای تجربه خشم را توصیف می‌کند. در ادبیات دینی نیز مفاهیمی چون غضب اخلاقی یا خشم در برابر ظلم شناخته‌شده‌اند. پس خشم به‌خودی‌خود نه دلیل بیماری جامعه است و نه الزاماً فضیلت؛ موضوع، تناسب، نحوه ابراز و پیامدهای آن باید بررسی شود.

    ترس نیز واکنشی طبیعی و در بسیاری موارد، سازگارانه با خطر است. افزایش ترس در دوران جنگ، ناامنی یا تهدید واقعی را نمی‌توان بدون بررسی زمینه، نشانه «ترسو بودن جامعه» دانست. این تفسیر دچار خطای انتقال از وضعیت به صفت است. افزون بر آن، «ترس» و «اضطراب» مترادف کامل نیستند. ترس معمولاً به تهدیدی نسبتاً معین مربوط است، درحالی‌که اضطراب می‌تواند پراکنده‌تر، آینده‌نگرانه‌تر و فاقد موضوع کاملاً مشخص باشد.

    سنجش علمی باید میان کاسه و کوزه فرق بگذارد!

    گل‌آلودن آب

    گزارش علاوه بر مثال‌های فوق در موارد عدیده دیگر گویی تصمیم دارد فضایی مبهم و مه‌آلود فراهم کند تا مقاصدی ورای دلالت واقعیت‌ها بلکه عددها را به دست آورد. به‌عنوان مثال غم و افسردگی را که دو امر متمایزند به هم آمیخته و مدعی رشد میزان احساسشان، از آذر 1404 تا اردیبهشت 1405 در تهران مشابه سایر نقاط کشور و البته با بالاترین درصد به میزان 11.5 واحد درصد بوده است.

    باید گفت غمگین بودن غیر از افسردگی به‌عنوان بیماری بالینی است و تشخیص این دومی نیازمند بررسی علائم خاص است. از آن سو، در جامعه ایرانی و شیعی، حضور در آیین‌های سوگواری اهل‌بیت، احساس حزن دینی یا گریستن در مراسم مذهبی لزوماً نشانه افسردگی نیست. همچنین، غم پس از فقدان، واکنشی انسانی است و باید از اختلال افسردگی اساسی، اختلال سازگاری و سوگ طولانی‌مدت تفکیک شود و جالب‌تر آنکه ابزارهای فارسی برای سنجش سوگ وجود دارد اما در اینجا هیچ اشاره‌ای به آن‌ها نشده است و کل قضیه در همان مهِ ابهام باقی مانده است.

    همین مسئله درباره بحث «رضایت از زندگی» وجود دارد. ادعا شده است که میزان رضایت از زندگی که در سال 1394 عدد 6.3 از 10 بوده است در اردیبهشت 1405 با کاهش به عدد 5.55 رسیده است وگویی این سنجش با یک سؤال ساده «چقدر از زندگی خود رضایت دارید؟» صحیح است! حال آنکه رضایت از زندگی معمولاً ارزیابی شناختی فرد از کلیت زندگی خود بر اساس معیارهای شخصی است. این مفهوم با رضایت از عملکرد دولت، وضعیت اقتصادی، شغل، درآمد، روابط خانوادگی یا شرایط جامعه یکسان نیست، هرچند می‌تواند با همه آن‌ها ارتباط داشته باشد. برخی افراد ممکن است از شرایط اقتصادی ناراضی؛ اما از خانواده یا معنای زندگی راضی باشند. برخی دیگر ممکن است از دستاوردهای مادی رضایت داشته؛ اما احساس معنا یا آرامش نکنند. به‌علاوه در جامعه دینی، کمال‌خواهی اخلاقی و نارضایتی از وضع موجود می‌تواند انگیزه اصلاح و رشد باشد. درهرحال از داده تک‌سؤالی نمی‌توان منشأ آن را تعیین کرد.

    کجی خشت اول

    در برخی پرسش‌ها به‌وضوح از همان گام اول گزینه‌های نادرستی مقابل پاسخ‌گویان قرار گرفته است که انتخاب‌های آنان را از معنامندی و امکان اخذ نتیجه خارج ساخته است. مثلاً سؤالی درباره هویت، از پاسخ‌گو می‌خواهد از میان گزینه‌هایی مانند «ایرانی»، «مسلمان ایرانی»، «مسلمان»، «هویت قومی» و «شهروند جهانی» یکی را انتخاب کند. اما این گزینه‌ها از یک سطح مفهومی نیستند و لزوماً یکدیگر را نفی نمی‌کنند.

    هویت اجتماعی را پدیده‌ای چندلایه، موقعیتی و دارای شدت‌های متفاوت می‌دانند. فعال شدن یکی از هویت‌ها در یک موقعیت به معنای حذف سایر هویت‌ها نیست.

    اجبار پاسخ‌گو به انتخاب یک گزینه، نوعی «دوگانگی یا چندگانگی کاذب» ایجاد می‌کند. نتیجه چنین سؤالی بیش از آنکه نشان دهد فرد چه هویت‌هایی دارد، نشان می‌دهد در لحظه پاسخ‌گویی، تحت تأثیر صورت‌بندی سؤال و گزینه‌های ارائه‌شده یا حتی رویدادهای روز، کدام عنوان را مقدم دانسته است.

    گزینه «مسلمان ایرانی» نیز از نظر ساختاری با گزینه‌های «مسلمان» و «ایرانی» هم‌پوشانی دارد. برخی پاسخ‌گویان ممکن است از انتخاب آن، تقدم اسلام بر ایران را بفهمند و برخی دیگر تلفیق برابر دو هویت را. بدون مصاحبه شناختی نمی‌توان مطمئن بود همه پاسخ‌گویان گزینه را به یک معنا فهمیده‌اند.

    درباره جایگزینی «شیعه» با «مسلمان» نیز باید دقیق بود. در جامعه‌ای با اکثریت شیعه، ذکر هویت شیعی می‌تواند الگوی پاسخ‌ها را تغییر دهد، زیرا «مسلمان بودن» و «شیعه بودن» از نظر سطح شمول یکسان نیستند.

    کوه یا کاه

    یکی از مشکلات جدی این گزارش تکیه بر تک‌عامل‌ها و ادعای تعمیم‌های ناروا است. به‌عنوان مثال برای ارزیابی وضعیت دین‌داری صرفاً به روزه‌داری ماه رمضان اشاره شده است! آورده‌اند: «در اردیبهشت 1405، 29.8 درصد گفته‌اند تمام روزه‎های ماه رمضان را گرفته‌اند. 51.7 درصد گفته‌اند هیچ روزه‌ای نگرفته‌اند.»

    دین و دین‌داری در جامعه‌شناسی دین، روان‌شناسی دین و مطالعات بومی ایران سازه‌هایی چندبعدی‌اند. مدل گلاک و استارک ابعاد اعتقادی، مناسکی، تجربی، معرفتی و پیامدی را از یکدیگر تفکیک می‌کند. مدل‌های بومی ایرانی نیز بر ابعادی مانند باور، تجربه دینی، علقه و هویت دینی، اخلاق، شرعیات و عبادات تأکید کرده‌اند.

    پیمایش ملی سنجش دین‌داری ایرانیان، با وجود نقدهای واردشده، دین‌داری را تنها به روزه محدود نکرده و مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها را در نظر گرفته است. در بخش عبادات نیز نماز، روزه، تلاوت قرآن، دعا، صدقه، زیارت، حضور در هیئت، عزاداری، نماز جمعه و جماعت و دیگر اعمال بررسی می‌شوند. این تنوع نشان می‌دهد حتی در بعد مناسکی، روزه فقط یکی از شاخص‌هاست؛ چه رسد به کل دین‌داری. برای ارزیابی دین‌داری باید باورها، تجربه‌های معنوی، اخلاق، هویت، مناسک و پیامدهای دین در زندگی، جداگانه سنجیده و گزارش شوند. حتی ارائه یک «نمره کل دین‌داری» بدون نمایش ابعاد می‌تواند گمراه‌کننده باشد، زیرا دو فرد با نمره کل مشابه ممکن است الگوهای کاملاً متفاوتی از باور و عمل داشته باشند.

    اگر ۲۹.۸ درصد پاسخ‌گویان گفته باشند همه روزه‌های ماه رمضان را روزه گرفته‌اند، این عدد صرفاً سهم کسانی را نشان می‌دهد که خود را در گزینه «گرفتن تمام روزه‌ها» قرار داده‌اند. از این عدد نمی‌توان نتیجه گرفت بقیه جامعه روزه نمی‌گیرد یا دین‌دار نیست. برای تفسیر درست باید مشخص شود چه گزینه‌های دیگری وجود داشته است: بیشتر روزها، برخی روزها، به‌ندرت، هرگز، یا عدم امکان به دلیل عذر. همچنین باید وضعیت افرادی که به دلایل شرعی یا پزشکی مکلف به روزه نبوده‌اند یا مجاز به افطار بوده‌اند، جداگانه بررسی و ثبت شود.

    در غیر این صورت، چنین کدگذاری‌ای نه رفتار دینی را درست می‌سنجد و نه امکان تفسیر منصفانه را فراهم می‌کند.

    - نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور

    نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور
    نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور

    پیوست (ها)

    تبادل نظر

    لطفاً انتقادات، پیشنهادات خود را ارسال نمایید.

    • لینک کوتاه
    نظرات کاربران نظر خود را بنویسید!
    در حال حاضر هیچ نظری برای این مقاله وجود ندارد.
    برای درج نظر خود درباره نقدی روش‌شناختی بر گزارش «آنچه ایران می‌خواهد» منسوب به آقای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور فیلدهای زیر را پر کنید.
    این فیلد اجباریست. این فیلد اجباریست. این فیلد اجباریست.


    مطالب مرتبط

    اگر علاقه‌مند به اطلاع از آخرین پژوهش‌ها و یادداشت‌ها هستید، به آی دی @Tiyaam_admin در پیامرسان ایتا یا بله پیام دهید.

    مرکز مطالعات فرهنگی تیام وابسته به پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام

    تهران، میدان فلسطین، ابتدای طالقانی غربی، پلاک ۳۹۷

    تلفن: 88989755 فکس: 88989754

    کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات فرهنگی تیام است.
    Powered by TayaCMS