شعارها
شعارها
عارهایشان را یا از فریادهای پر حرارت و کوبنده میشنیدم یا از روی کاغذها و مقواهایی میخواندم که خط و رنگهای متنوع و ناهمگونی داشتند. برخی را پیشتر شنیده بودم؛ ولی برخی برایم تازه بود. تعدادی از آنها را همانطور که بودند، البته با ترتیبِ همآوایی و محتوا ثبت کردم
شعارها
[price]
[lowprice]
[highprice]
نویسنده: سعید احمدی
حین و بین شب و روزهای جنگ، جدای از خردهریزها و کاروانهای خیابانی، سه بار در قلبِ تهران اجتماعات متراکم و بزرگی را دیدم. شکل میگرفتند و پراکنده میشدند. مردمی که با آگاهی از هر خطری، جمع میشدند دور هم، راه میپیمودند، سرودهایی را پخش و زمزمه میکردند، شعار میدادند و بیانیه میخواندند. شعارهایشان را یا از فریادهای پر حرارت و کوبنده میشنیدم یا از روی کاغذها و مقواهایی میخواندم که خط و رنگهای متنوع و ناهمگونی داشتند. برخی را پیشتر شنیده بودم؛ ولی برخی برایم تازه بود. تعدادی از آنها را همانطور که بودند، البته با ترتیبِ همآوایی و محتوا ثبت کردم: «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل». «آمریکا، آمریکا، مرگ به نیرنگ تو». «این همه قتل و غارت زیر سر آمریکاست، جنایت اسرائیل جنایت آمریکاست». «جاسوس اسرائیلی اعدام باید گردد». «لعنة الله علی اسرائیل». «نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا». «هیهات منا الذله». «سپاهی، ارتشی، انتقام، انتقام». «ارتشی، سپاهی، تشکر، تشکر». «خون ما، خون ما فدای خاک وطن». «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست». «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده». «یا ایها المسلمون اتحدوا اتحدوا». «مسلمان بهپاخیز برادرت کشته شد». «نحن ناصر الولی، هر کداممان یلی». «نحن جنودک بقیتالله! پیروزی است انتهای این راه، ما دست دشمن میکنیم کوتاه، بیچاره گردد صهیونیست والله». «ما شیعیان حیدریم ما فاتحان خیبریم». «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست». «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند، ما آمدیم به صحنه دشمن ذلیل بماند، ما اهل کوفه نیستیم جان میدیم و میایستیم». «وقت نبرد آخر است، کارش به دست حیدر است، ای قوم صهیون ذکر ما خیبر است و خیبر است». «حیدر است و کارزار، این خط و این نشان، بیچاره میشوید به یک چرخ ذوالفقار». صداها یا در آسمان محو میشدند یا میرفتند میان قاب دوربینها. سر کاغذها هم نمیدانم چه میآمد. آنها را نوشتم تا کنار هم بمانند.