نویسنده: حبیب الله اسدالهی
در شرایط جنگ تحمیلی این روزها بر ایران، جامعه وارد سطحی از کنش شده است که میتوان آن را «کنش وجودی» نامید؛ کنشی که موضوع آن نه صرفاً سیاست روزمره، بلکه «بودن جمعی» است. بااینحال، باید توجه داشت که چنین سطحی از کنش در همه جوامع به یک اندازه قابل بروز نیست. شدت و حتی اصل ظهور این نوع سیاستِ بودن، وابسته به عمق تاریخی، تراکم تجربههای جمعی و قدرت حافظه فعال تاریخی هر جامعه است. جوامعی که فاقد این لایههای انباشتهاند معمولاً در لحظات تهدید، کنشهای پراکنده و ناپایدار نشان میدهند، نه کنش وجودی و همبسته.
در ایران، خیابان در این وضعیت تنها یک فضای فیزیکی یا محل بیان مطالبات نیست، بلکه به «مکان نمادینِ حضور اجتماعی» بدل میشود؛ جایی که جامعه نه صرفاً مطالبه میکند، بلکه وجود خود را اعلام میکند. این ماندنِ جمعی در خیابان، از جنس تجمعهای مقطعی نیست؛ بلکه شکلی از بازنمایی «بودن تاریخی» جامعه است. چنین حضوری زمانی ممکن میشود که جامعه حافظهای فعال داشته باشد؛ حافظهای که در آن تجربههای مکرر دفاع از سرزمین، عبور از بحرانهای بزرگ و حفظ پیوندهای جمعی در طول تاریخ نقش بنیادین داشتهاند.
در بسیاری از جوامع، بهدلیل ضعف حافظه تاریخی یا فقدان تجربههای مشترک عمیق، بحران لزوماً به همبستگی نمیانجامد؛ اما جامعه ایران بهواسطه تراکم تجربههای تاریخی ظرفیتی ویژه برای فعالسازی این حافظه در لحظه بحران دارد. همین امر است که امکان شکلگیری کنش وجودی را تقویت میکند. بنابراین، اگرچه این امکان در اصل منحصر به ایران نیست، شدت و کیفیت آن در جامعه ایران برجستهتر و متمایزتر است.
در این میان، «داراییهای معنوی ـ ایمانی» جامعه ایران نیز نقشی تعیینکننده دارند. مفاهیمی مانند ایثار، شهادت، مسئولیت اخلاقی در قبال جمع و دفاع از سرزمین در فرهنگ دینی و تاریخی ایران صرفاً ارزشهای فردی نیستند، بلکه افق معنایی مشترکی ایجاد کردهاند که کنش جمعی را از سطح واکنشهای سیاسی معمول فراتر میبرد. این لایه معنوی همان چیزی است که به کنش اجتماعی عمق میدهد و آن را به «مقاومت معنایی» تبدیل میکند؛ مقاومتی که بیش از آنکه محصول سازماندهی رسمی باشد، برخاسته از درک مشترک نسبت به ضرورت حفظ بودن جمعی است.
در چنین بستری، خیابان به صحنه بازتولید همبستگی اجتماعی تبدیل میشود؛ همبستگیای که نه پیچیده و ساختهشده از بالا، بلکه برآمده از حافظه مشترک و ذخایر معنوی جامعه است. افراد با حضور در کنار یکدیگر نهتنها پیام سیاسی ارسال میکنند، بلکه کل تاریخی جامعه را دوباره احضار و بازتعریف میکنند. این همان «بازگشت جامعه به خود» در لحظات تهدید و جنگ است.
بهاینترتیب، حضور مردم در خیابان در چنین شرایطی را میتوان جلوهای از «سیاستِ بودن» دانست؛ سیاستی که موضوع آن حفظ استمرار تاریخی جامعه است. جامعه ایران، با تکیه بر عمق تاریخی منحصربهفرد خود و با استفاده از سرمایههای معنوی و ایمانیاش، قادر است چنین کنشی را به شکلی پررنگتر از بسیاری جوامع دیگر به نمایش بگذارد. خیابان در این لحظات جایی است که جامعه نه فقط سخن میگوید، بلکه «بودن جمعی خویش» را نشان میدهد؛ بودنی که ریشه در گذشته دارد، در حال بالفعل میشود و به سوی آینده استمرار مییابد.