آنچه در بخش دوم مناظره "ایران و ایمان" خواهید شنید:
بخش دوم مناظره به بررسی یکی از مهمترین مسائل نظری در حوزه اندیشه اجتماعی و فلسفه سیاسی میپردازد؛ یعنی نسبت میان «امر ملی» و «امر دینی». در این گفتوگو، دو دیدگاه متفاوت درباره ماهیت امر ملی، امکان ایدئولوژیک شدن آن و نسبت آن با هویت دینی و تاریخی جامعه ایرانی مطرح میشود. اهمیت این مناظره در آن است که مسئله هویت ملی و دینی را نه صرفاً در سطح سیاسی، بلکه در سطح فلسفی، اجتماعی و فرهنگی مورد تحلیل قرار میدهد.
هدف مناظره
هدف اصلی این مناظره، روشن ساختن این پرسش بنیادین است که آیا «امر ملی» میتواند بهعنوان یک محور فراگیر اجتماعی و فکری عمل کند، یا آنکه برای استمرار و اثرگذاری، ناگزیر از اتکا به پشتوانهای فلسفی، متافیزیکی یا ایدئولوژیک است.
بیان مسئله
مسئله اصلی مناظره بر سر ماهیت امر ملی و حدودوثغور آن است. از یکسو، امر ملی بهعنوان یک مفهوم فراگیر اجتماعی و عامل انسجام جمعی مطرح میشود؛ از سوی دیگر، این پرسش مطرح است که آیا چنین مفهومی بدون تبدیلشدن به یک نظام فکری یا ایدئولوژی، میتواند نقش پایدار و مؤثری در ساماندهی جامعه ایفا کند یا خیر.
دیدگاه دکتر شجاعی زند
ایشان بر این باور است که امر ملی، ملت، مردم و انسان ذاتاً از جنس ایدئولوژی یا مکتب نیستند. ازنظر او، مقایسه مستقیم ملیگرایی با اسلامگرایی یا شیعهگرایی نادرست است، زیرا این مفاهیم از یک سنخ نیستند.
امر ملی بهمثابه امر فراگیر
وی تأکید میکند که امر ملی باید در جایگاه یک موضوع عمومی و فراگیر باقی بماند و نباید به یک ایدئولوژی بسته تبدیل شود. از نگاه او، ارزشگذاری بر امر ملی با تقدیس یا ایدئولوژیک کردن آن تفاوت دارد.
نقد ایدئولوژیک شدن امر ملی
به اعتقاد دکتر شجاعی زند، اگر امر ملی به ایدئولوژی تبدیل شود، بخشی از جامعه که دارای جهتگیری فکری یا دینی متفاوت است از آن فاصله میگیرد و کارکرد وحدتبخش آن تضعیف میشود. درنتیجه، امر ملی از نقش انسجامآفرین خود بازمیماند.
نقش انسجام و استقلال
او امر ملی را عاملی برای حفظ انسجام اجتماعی و استقلال ملی میداند. به باور وی، امر ملی میتواند گروههای مختلف فکری و دینی را در یک چارچوب مشترک گرد آورد، بدون آنکه یکی را بر دیگری تحمیل کند.
نسبت با ایدئولوژی
شجاعیزند معتقد است انسان هیچگاه کاملاً بیرون از پیشفرضها و جهتگیریهای فکری قرار ندارد؛ بااینحال، نباید امر ملی را به دلیل وجود چنین پیشفرضهایی به یک ایدئولوژی تقلیل داد. او نسبت به اتکای صرف به عقل جمعی نیز بااحتیاط برخورد میکند و آن را در معرض تأثیر گفتمانهای پنهان میداند.
دیدگاه دکتر عبدالکریمی
ایشان با اصل توجه به امر ملی موافق است، اما معتقد است صورتبندی شجاعیزند از امر ملی، خود واجد لایههای فلسفی و متافیزیکی است.
نقد امر ملی غیر ایدئولوژیک: او با استناد به مفاهیمی مانند «لوگوس ایرانی»، «خرد ایرانی» و «روح ایرانی» بر این نکته تأکید میکند که امر ملی در این سطح، صرفاً یک امر اجتماعی ساده نیست، بلکه حامل نوعی تفسیر فلسفی از تاریخ و هویت ایرانی است.
تمایز میان انواع ایدئولوژی
استاد عبدالکریمی میان دو معنای ایدئولوژی تمایز میگذارد:
- معنای مارکسیستی، بهمعنای اندیشه راهبر عمل که میتواند به انسداد فکری بینجامد
- معنای پسامدرن، بهمعنای مجموعهای از پیشفرضها و جهتگیریهایی که هیچ انسانی کاملاً از آنها رها نیست
ایشان استدلال میکند که بخشی از اختلاف طرفین ناشی از تفاوت در همین معنای ایدئولوژی است.
ضرورت پشتوانه نظری برای امر ملی
ازنظر عبدالکریمی، جریانهای ملیگرا در تاریخ معمولاً برای بقا و اثرگذاری، به پشتوانهای فلسفی، دینی یا ایدئولوژیک نیاز داشتهاند؛ بنابراین، امر ملی برای تداوم تاریخی خود ناگزیر از برخورداری از یک بنیان نظری است.
نسبت ملیت و دین
او ملیت و دین را دو ساحت متفاوت میداند. ملیت را بخشی از وجود تاریخی و فرهنگی انسان میشمارد و دین را نحوهای از بودن در جهان، مبتنی بر خودآگاهی و نسبت انسان با امر قدسی. بااینحال، تأکید میکند که این دو در تاریخ ایران بهشدت با یکدیگر درآمیختهاند.
مفهوم لوگوس ایرانی
مهمترین مفهوم در سخن عبدالکریمی، «لوگوس ایرانی» است. او معتقد است در تاریخ ایران نوعی فهم خاص از حقیقت، جهان و انسان شکلگرفته که در فرهنگ، هنر، آیینها و حتی تجربه دینی ایرانیان بازتاب یافته است. ازاینرو، امر ملی در ایران با یک تجربه تاریخی و وجودی خاص پیوند دارد.
امر دینی در جهان معاصر
عبدالکریمی در بخش دیگری از گفتوگو، تحقق امر دینی را در جهان معاصر بسیار دشوار میداند. او تأکید میکند که دینی شدن جامعه با اقدامات صرفاً نهادی یا اداری حاصل نمیشود، بلکه امر دینی باید بهصورت نحوهای از بودن در زندگی انسانی تحقق یابد.
نقاط اشتراک دو دیدگاه
باوجود اختلافهای جدی، دو مناظره کننده در چند نکته اشتراک دارند:
- هر دو با سادهسازی امر ملی مخالفاند.
- هر دو به اهمیت ایران و هویت ایرانی اذعان دارند.
- هر دو امر ملی و امر دینی را لزوماً متعارض نمیدانند.
- هر دو نسبت به تقلیل مفاهیم بنیادین به ابزارهای سیاسی هشدار میدهند.
- هر دو بر ضرورت تفکیک مفهومی در بحث تأکید دارند.
نقاط اختلاف اصلی
اختلافهای اصلی دو دیدگاه را میتوان چنین خلاصه کرد:
|
محور
|
دکتر شجاعی زند
|
دکتر عبدالکریمی
|
|
ماهیت امر ملی
|
امر اجتماعی، فراگیر و غیرایدئولوژیک
|
حامل لایههای فلسفی و متافیزیکی
|
|
نسبت با دین
|
قابلجمع و غیرمتعارف
|
متفاوت؛ اما درهمتنیده در تاریخ
|
|
ایدئولوژی
|
نباید امر ملی را به ایدئولوژی تبدیل کرد
|
هیچ امر انسانی کاملاً بیپیش فرض نیست
|
|
پشتوانه نظری
|
امر ملی باید از ایدئولوژی شدن مصون بماند
|
برای اثرگذاری نیازمند بنیان فلسفی است
|
|
فهم ایران
|
ایران بهعنوان چتر وحدت
|
ایران بهعنوان تجربه تاریخی
|
نتیجهگیری
این مناظره از منظر علمی، تلاشی جدی برای بازاندیشی در نسبت میان ملیت، دین، هویت و ایدئولوژی است. دکتر شجاعیزند امر ملی را بهمثابه ظرفی فراگیر و وحدتبخش معرفی میکند و از ایدئولوژیک شدن آن پرهیز میدهد. در مقابل، دکتر عبدالکریمی بر این نکته تأکید دارد که امر ملی در بستر تاریخ ایران ناگزیر واجد لایههای فلسفی و هویتی است و نمیتوان آن را صرفاً به سطح یک موضوع اجتماعی فروکاست.
بخش دوم: