نویسنده: سعید احمدی
نمونه دستنوشتههای مردمی با مضمون «حضور ما خرج موشکهای ما» را در موقعیتها و راهپیماییهای گوناگون بسیار دیدهام. از دستاوردهای پساتجاوز صهیونیستها و آمریکا به کشور اسطورههای مقاومت، برانگیختگی «وحدت ملی» علیه «دشمن خارجی» است. پشتیبانی گسترده مردم از سربازان خود در عرصهی دفاع از وطن و دفع متجاوز، بنیانی است استوار که دشمنان بیرونی را به بازاندیشی وامیدارد.
همگرایی و همدلی عمومی، زرهی نامرئی میبافد که بر سازههای نظامی برتری دارد. این ابزار انسانی، بهمثابه وحدت ارادهها، قادر است به تیمارداری پیکرهی کشور از گزند انواع تهاجم بپردازد. هر باشندهای که دل در گرو سلامت میهن دارد، سنگری زنده و دژی مستحکم میشود در برابر طوفان تهدید و تجاوز. پایمردی همگانی، به توان دفاعی ضریب میدهد و ژرفایی به آن میبخشد که مرزهای رویین را تا بین خانهها و دلها میگسترد.
رزمندهای که پشتیبانی بیریای هموندان و هموطنان خود را میبیند، باور عمیق و عزمی استوار برای پایداری تا پای جان در خود مییابد. چنین جنگاوری میتواند به سرعت، تبدیل به نیرویی شکستناپذیر شود و طعم شکست را به کام دشمن بچشاند؛ چون خود را تجلی روح و ارادهی جمعی یک ملت میبیند. بیشتر، چنین است که مهاجمان پیش از یورش، سود و زیان خود را میسنجند. رویارویی با ملتی یکپارچه و مصمم، حساب زیان و اندازهی هراس را بالا میبرد. ترفندهای تفرقهافکنانه و شبکههای خیانت در بستر جامعه شکل میگیرند و قدرت بروز و ظهور دارند. وقتی جو غالب و فضای عمومی بر پیوستگی و صفآرایی علیه خصم باشد، تیغ اولی به کندی میگراید و سر و راز دومیها برملا میشود. کشوری که به اندازهی چشمهای مردم خود نگهبان بیدار و بینا داشته باشد عرصه را برای نفوذ و و ضربه تنگ میکند. از دیگر سو، این سرمایه اجتماعی گرانمایه، نه تنها مایه نگرانی دشمنان که سرچشمه اطمینان دوستان است.
قدرت حقیقی هر کشور، در خرانهی زر و زاغهی مهمات نظامیاش نیست؛ بلکه در گوهر اراده جمعی مردمانش میدرخشد. پایداری حدود و ثغور جغرافیایی و استقلال سیاسی و فرهنگی هماره بر دوش وفاداری مردم به هویت سرزمینی و تمدنی خویش سوار و برجا بوده است.
مرز پرگهر شاهنامه و ملت عاشورا، ننگ را جای نام نمینشاند و ذلت را بر عزت برتری نمیدهد. همان مردمی که در تجمعات این روزهای خود از چنین شعرهای حماسی نیز کم نگفتهاند: ما چون لشکر مختار همه منتقمانیم؛ ایرانی پرجاذبه مانند کیانیم؛ با ما سخن از جنگ مگو! ما که نمردیم؛ ما پاسختان را به دم تیغ سپردیم؛ از منطق ما حذف شده واژهی تسلیم.